داستان فرشهای ونج
فصل یکمپشم
بهار، ییلاق، پشم
ایل با گلههایش کوچ میکند؛ زمستان در قشلاق، تابستان در ییلاق.
بهار که میرسد، پشم تازه را میچینند، میشویند و با دوک، آرام و به دست زنان، رشته میکنند. همین نخ، ستون فرش فرداست.
فرش دستباف عشایری و روستایی
فصل یکمپشم
ایل با گلههایش کوچ میکند؛ زمستان در قشلاق، تابستان در ییلاق.
بهار که میرسد، پشم تازه را میچینند، میشویند و با دوک، آرام و به دست زنان، رشته میکنند. همین نخ، ستون فرش فرداست.
فصل دومرنگ
رنگ فرش عشایری از کارخانه نمیآید؛ از ریشه، برگ و پوست گیاهانی میآید که در همان خاک روییدهاند.
یکی از رنگها را لمس کنید تا ببینید از کجا آمده است.
ریشهی روناس
سرخ روناسی
ریشه را خشک و آسیاب میکنند. سرخ آشنای فرش ایرانی از همین ریشه است؛ رنگی که با گذشت سالها گرمتر میشود.
فصل سومگره
دار افقی
دار عشایری روی زمین برپا میشود. هنگام کوچ جمعش میکنند و در منزل بعد دوباره برپایش میکنند.
تار و پود
تارها ایستادهاند. بافنده دور هر جفت تار یک گره میزند، ردیف را کامل میکند و پود را میکوبد.
ماهها صبر
یک فرش چند صدهزار گره است. هر کدام با دست، یکییکی، و گاهی در طول چند فصل کوچ.
این فرش را همین حالا با هم بافتیم
با اسکرول شما چند ثانیه طول کشید؛ فرش واقعی، ماهها.
از وقتی این صفحه را باز کردهاید، یک بافنده دارد اولین گره را میزند.
فصل چهارمنقش
بافندهی ایلی نقشهای جلوی چشم ندارد. آنچه دیده و زیسته را میبافد؛ به این میگویند «ذهنیبافی».
برای همین هیچ دو فرش عشایری مثل هم نیستند. روی هر نقش بزنید تا معنایش را ببینید.
شیر
نشان دلیری و نگهبانی. قالیچههای شیری فارس از شناختهشدهترین بافتههای عشایری ایراناند.
معنای نقشها از ایلی به ایل دیگر فرق میکند؛ اینها برداشتهای رایجاند.
فصل پنجمامضا
ماشینی: یکدست
دستباف: ابرش
ابرش
هر دسته پشم در یک نوبت رنگرزی میشود و هیچ دو نوبتی دقیقا یکی نیست. پس سرخ فرش، لایهلایه و زنده میشود. فرش ماشینی رنگی یکدست دارد؛ فرش دستباف، نفس میکشد.
پشت فرش را ببینید
در فرش دستباف، نقش در پشت هم تقریبا به همان وضوح رو دیده میشود و گرهها کمی نامنظماند.
ریشهها را دنبال کنید
ریشهها ادامهی تارهای خود فرشاند. در بیشتر فرشهای ماشینی، ریشه جدا دوخته میشود.
از ناهمواری نترسید
کمی کجی در لبهها، ابرش و تفاوت نقشهای قرینه، نشان دستاند، نه عیب.